بخش ۵۵ - اندر موعظت و نصیحت گوید
صحبت زیرکان چو بوی از گُلعظت ناصحان چو طعم از مُل
بیغرض پند همچو قند بُوَدبا غرض پند پای بند بُوَد
در مشام خرد چه زشت آیدهر نسیمی که نز بهشت آید
بهر اندام دادن اوباشدل چو سندان زبان چو سوهان باش
بشناسی ز راه دیدهٔ روحفاتحهٔ دین چو روی داد فتوح
وسعت آنجا که راه یزدانستتنگی اینجا که بندِ انسانست
انّ فی دیننا بخوان و بمانفی کبد را برآن و تیز بران
راه یزدان رهِ فراخ آمدگلشن و بوستان و کاخ آمد
هر مشامی کزین نسیم بهشتنتواند شنید باشد زشت