بخش ۴۵ - مثل اندر حال ادبار
خوش دلی از پی سخن پاشیگفت ادبار را کجا باشی
گفت باشد مرا دو جای وثاقدل زرّاق و محبر ورّاق
گفت دیگر کجات جوید کسگفت که ادبار را دو خانه نه بس
زانکه گوید خرد در این منزلساعتی از حمار جهل انزل
تا بوم در دو آشیانه بُوَمیا به بازار یا به خانه بُوَم
کین بپسنده مردم درویشخورد از خونبهای دیدهٔ خویش
آن عزازیل با هوا پیوستزان ورا هاویه است جای نشست
در هوا سود نیست زان برگردتا ز بود تو برنیارد گرد
خُردْ همّت همیشه خوار بُوَدعقل باشد که شاد خوار بُوَد
گر تو از علم نردبان سازیهرچه خواهی تو زود دریازی
رهرو رهروان در این ره اوستزانکه فرمانپذیر اللّٰه اوست