بخش ۳۵ - ذکر اظهار حال آن سرای فی یومالقیامة فلا انساب بینهم یومئذ ولایتسائلون
روز دین دستِ دست رس نبودنسب کس شفیع کس نبود
نقد تو چون ترا برانگیزدهمه در گردن تو آویزد
بوته خود گویدت چو پالودیکه زری یا مس زراندودی
گر بدی آتشت بپالایدور بدی صافی از تو آساید
چون رسیدی به آتش موعودخود بگوید که چندنی یا عود