گنج

بخش ۳۰ - در فضیلت امیرالمؤمنین حسن‌بن علی علیه‌السّلام ذکر الحسن یذهب الحزن

بوعلی آنکه در مشام ولیآید از گیسوانش بوی علی
قرّة‌العین مصطفی او بودسیّدالقوم اصفیا او بود
آن جنان دُر در آن صدف او بودانبیا را به حق خلف او بود
جگر و جان علی و زهرا رادیده و دل حبیب و مولی را
چون بهار است بر وضیع و شریفمنصف و خوب‌رو و پاک و لطیف
فلک جامه کوه زهره دواجقمر تخت مهر پروین تاج
در سیادت شرف مؤیّد اوستدر رسالت رسول و سیّد اوست
نسبش در سیادت از سلطانحسبش در سعادت از یزدان
چون علی در نیابت نبویکوثر داعی و عدو دعی
نامهٔ دوست حاکی دل اوستدوست را چیست به ز نامهٔ دوست
منهج صدق در دلائل اومهتری زنده در مخایل او
بود مانند جد به خُلق عظیمپاک علق و نفیس عِرق و کریم
فلذه‌ای بود از دلِ زهراجدّهٔ او خدیجهٔ کبری
زهر قهر عدو هلاکش کردفقد تریاک دردناکش کرد
پاک ناید ز مردم بی‌باکعود ناید ز دود چوب اراک
ماه در چشم او هلال نمودزهر در کام او زلال نمود
زانکه زان واسطه چشیدن زهروان ز دشمن بسی کشیدن قهر
بجهانید جانش از رهِ حلقبرهانیدش از دنائت خلق
روز باطل چو حق شود پنهاناهل حق را تو به ز کور مدان
پای باطل چو دست بر تابددل دانا به مرگ بشتابد
چون جهان حیز را امیر کندزال زر روی چون زریر کند
گرچه این بد به روی او آمدپشتِ اقبال سوی او آمد
بود با این دُژم دلی همه روزهمچو خورشید دهر شهرافروز
آن بهی طلعت بزرگ نسبآن ز علم و ورع چراغ عرب
خواسته چون خرد ز بهر پناهشرف از منصب کریمش جاه
خاطرش همچو بحری اندر شرعراسخ اصل بود و شامخ فرع
مسند و مرقدش بر از افلاکمشرب و منهلش ز عالم پاک
مشرب عِرق و منهل جگرشبود از حوض جدّش و پدرش
مانده آباد از سخای کفشخاندان نبوّت از شرفش