گنج

بخش ۴ - در اعجاز قرآن

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۲۸ بیت
ای ز دریا به کف کف آوردهوز مَلک صورت صف آورده
مغز و در زان به دست ناوردیکه به گردِ صدف همی گردی
زین صدفهای تیره دست بداردُرِّ صافی ز قعر بحر در آر
گوهر بی‌صدف درون دلستصدف بی‌گهر درون گِلست
قیمت دُرّ نه از صدف باشدتیر را قیمت از هدف باشد
آنکه داند به دیده فهر از قعربشناسد ز درِّ دریا بعر
وآنکه بر شط و شطر این دریاستنه سزاوار لؤلؤ لالاست
سطر قرآن چو شطر ایمانست که ازو راحت دل و جانست
صفت لطف و عزّت قرآنهست بحر محیط عالم جان
قعر او پر ز درّ و پُر گوهرساحلش پُر ز عود و پُر عنبر
زوست از بهرِ باطن و ظاهرمنشعب علم اوّل و آخر
پاک شو تا معانی مکنونآید از پنجرهٔ حروف برون
تا برون ناید از حدث انسانکی برون آید از حروف قرآن
تا تو باشی ز نفس خود محجوببا تو وعقل تو چه زشت و چه خوب
نکند خیره دوری و دیریآب در خواب تشنه را سیری
نشود دل ز حرف قرآن بهنشود بز به پچپچی فربه
تو که در بند کلک و اَنقاسیچهره را از نقاب چه شناسی
نبود خاصه در جهان سخنرنگ و بوی سخن چو جان سخن
گر همی گنج دلت باید و جانشو به دریای فسّروا القرآن
تا دُر و گوهرِ یقین یابیتا درو کیمیای دین یابی
چون قدم در نهی در آن اقلیمکندت ابجدِ وفا تعلیم
چون بخوانی او ابجدِ دین رااب و جد دان تو شمس و پروین را
سیرتِ صادقان چنین باشدابجدِ عاشقان همین باشد
پردهٔ روی روز تاریک استنظم این نکته سخت باریک است
تا بیابی تو دُرج دُرّ یتیمتا بدانی تو زرِّ ناب ز سیم
در جهان چیست سرِّ ربّانیدر میان چیست رمز روحانی
تا نماید به تو چو مهر و چو ماهروی خوب خود از نقاب سیاه
چون عروسی که از نقاب تُنُکبه در آید لطیف روح و سبک