گنج

بخش ۱۱ - التمثیل فی خلقة آدم و عیسی‌بن مریم علیهماالسلام

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۲۱ بیت
پدر آدم اندرین عالمهست از آن دم که زادهٔ مریم
تن که تن شد ز رنگ آدم شدجان که جان شد ز بوی آن دم شد
هرکرا آن دمست آدم اوستهرکرا نیست نقش عالم اوست
آدم آن دم که از قدر دریافتدل خبر یافت سوی جان بشتافت
که از این دم خبر چگونه دهیگفت هستم ز جام و جامه تهی
جامه و جام ما تهی زانستکین گرانمایه سخت ارزانست
همه خواهی که باشی او را باشبرِ او سوی خویش هیچ مباش
بر پریده ز دام ناسوتیدر خزیده به دام لاهوتی
دیده خطهای خطّهٔ ملکوتهمچو عیسی به دیدهٔ لاهوت
آنکه در بند این جهان آویختسود کرد ار ز لشکرش بگریخت
کاین جهانیست مایهٔ غم و رنجخوانده عاقل ورا سرای سپنج
رهبرت باد بهر صورت و جاناین جهان عقل و آن جهان ایمان
خنک آنکس که عقل رهبر اوستهر دو عالم به طوع چاکر اوست
خنک آنکس که نقش خویش بشستنه کس او را نه او کسی را جست
همچو نقش زیاد سوی بسیچنبود جز یکی و آن یک هیچ
خویشتن را یکی مخوان در دهکان یکی نیست هیچ از آن یک به
تو یکیی ولیک هم ز اعدادنام داری و بس چو نقش زیاد
چون درآمد وصال را حالهسرد شد گفت و گوی دلّاله
گرچه دلّاله مُنبی کار استگاه خلوت ترا گرانبار است
زانکه باشد ز روی عقل و نظردو هزیمت بوقت خود سه ظفر
پس تو ای بوالفضول بلغاریچون در این رود بر پل و غاری