گنج

بخش ۴۸ - فی رؤیا البهائم

خر بود خادمی ولی کاهلکه به کار اندرون بود مُنبل
اسب زن باشد ای به دانش فردمرد را اسب و زن بود در خورد
استر آنرا که زن بود حاملبد بُوَد بچه نایدش حاصل
شتر آید ترا سفر در خوابسفری سهمناک پر غم و تاب
گاو باشد دلیل سالِ فراخبه برِ پادشا شود گستاخ
گو سپندت بود غنیمت و مالاقتضا زان کند فراخی سال
بز کسی کو دنیّ و بد گوهرپر خروش و به کار در سر شر