گنج

شمارهٔ ۱ - افگنده در شور و شغب جان و دل عشاق را

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)۱۰ بیت
ای کودک زیبا سلب سیمین بر و بیجاده لبسرمایهٔ ناز و طرب حوران ز رشکت در تعب
زلف و رخت چون روز و شب زان زلفکان بلعجبافگنده در شور و شغب جان و دل عشاق را
زیبا نگار نازنین رخ چون گل و بر یاسمینپاکیزه چون حور معین پیرایهٔ خلد برین
بادا بر املاق آفرین کاید چو تو زان حور عینفخرست بر ما چین و چین از بهر تو املاق را
عیار یار دلبری با غمزه و جان دلبریکردی ز جانم دل بری زان چشمکان عبهری
در سحر همچون ساحری سنگین دل و سیمین‌بریدارم فزون ای سعتری در دل دو صد مرزاق را
داری تو ای سرو روان بر لاله و بر ارغواناز مشک و عنبر صولجان از عشقت ای حور جنان
گشتم قضیب خیزران سرندر جان و جهانچندین چه داری در غمان مر عاشق مشتاق را
از هجرت ای چون ماه و خور کردی مرا بی‌خواب و خوربسته دل و خسته جگر لب خشک دارم دیده تر
عهدی که کردی ای پسر با من تو ای جان پدرزنهار بر جانم مخور مشکن تو آن میثاق را