گنج

شمارهٔ ۳۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رینیست۱۰ بیت
ای ماه صیام ار چه مرا خود خطری نیستحقا که مرا همچو تو مهمان دگری نیست
از درد تو ای رفته به ناگه ز بر مایک زاویه‌ای نیست که پر خون جگری نیست
آن کیست که از بهر تو یک قطره بباریدکان قطره کنون در صدف دین گهری نیست
ای وای بر آن کز غم وقت سحر تواو را به جز از وقت صبوحی سحری نیست
بسیار تو آیی و نبینی همه را زانکما برگذریم از تو ترا خود خبری نیست
آن دل که همی ترسد از شعلهٔ آتشوالله که به جز روزه مر او را سپری نیست
بس کس که چو ما روزه همی داشت ازین پیشامروز به جز خاک مر او را مقری نیست
ای داده به باد این مه با برکت و با خیرمانا کت ازین آتش در دل شرری نیست
بسیار کسا کو بر عیدی چو تو می‌خواستامروز جز از حسرت از آنش ثمری نیست
اشکی دو سه امروز درین بقعه فرو بارکاندر چمن عمر تو زین به مطری نیست