شمارهٔ ۳
نبودی دین اگر اقبال مرد مصطفایی رانکردی هرگزی پیدا خدای ما خدایی را
رسول مرسل تازی که برزد با وی از کوششهمین گنج زمینی را همان گنج سمایی را
گواهی بر مقامی ده که آنجا حاضران یابیسخن کز غایبان گویی بلا بینی جدایی را
اگر شبلی زکی بوده ترا زو هیچ نگشایدچو عالی حج کند شیخا بود مزدش علایی را
اگر حاتم سخی بوده چه سودت بود ای خواجهتو حاتم گرد یک چندی مکن حاتم سنایی را