شمارهٔ ۶۹
هر آن روزی که باشم در خراباتهمی نالم چو موسی در مناجات
خوشا روزی که در مستی گذارممبارک باشدم ایام و ساعات
مرا بی خویشتن بهتر که باشمبه قرایی فروشم زهد و طاعات
چو از بند خرد آزاد گشتمنخواهم کرد پس گیتی عمارات
مرا گویی لباسات تو تا کیخراباتی چه داند جز لباسات
گهی اندر سجودم پیش ساقیگهی پیش مغنی در تحیات
پدر بر خم خمرم وقف کردستسبیلم کرد مادر در خرابات
گهی گویم که ای ساقی قدح گیرگهی گویم که ای مطرب غزلهات
گهی باده کشیده تا به مستیگهی نعره رسیده تا سماوات
مرا موسی نفرماید به توراتچو کردم حق فرعونی مکافات
چو دانی کاین سنایی ترهاتستمکن بر روی سلامی خواجه هیهات