گنج

شمارهٔ ۴۱۸

ای گل آبدار نوروزیدیدنت فرخی و فیروزی
ای فروزنده از رخانت جانآتش عشق تا کی افروزی؟
دل بدخواه سوز اندر عشقچون که دل‌های عاشقان سوزی
از لب آموز خوب مذهب خوباز دو زلفین چه تنبل آموزی؟
ای دریده دل من از غم عشقزان لب چون عقیق کی دوزی؟