گنج

شمارهٔ ۳۵۲

ای شادی و غم ز صلح و جنگ تووی داد و ستد ز سیم و سنگ تو
ای آفت و راحت شب و روزمچشم و دهن فراخ و تنگ تو
بر نافهٔ مشک و باغ گل دایمحقد و حسدی ز بوی و رنگ تو
عذر تو اگر چه لنگ من پیوستخرسند شدم به عذر لنگ تو
خون جگرم چو نافهٔ آهواز حسرت خط مشک رنگ تو