گنج

شمارهٔ ۳۳۱

چشمکان پیش من پر آب مکندلم از عاشقی کباب مکن
ریگ را پیش چشم رود مکنرود را پیش دل سراب مکن
به کس از ابتدا رسول مباشرقعه‌ای آیدت جواب مکن
به صبوری توان رسید به دوستبه هم اندر مزن شتاب مکن
نه خدایی چنین مجیب مباشدعوت خلق مستجاب مکن
با سنایی چنین توانی بودور نه شو خویشتن عذاب مکن