گنج

شمارهٔ ۳۲۲

ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کنپس آنگه خیز و رندان را سحرگاهی زیارت کن
خرابات ای خراباتی به عین عقل چون دیدینهان از گوشه‌ای ما را به عین سر اشارت کن
بکش خط بر همه عالم ز بهر رند میخانهزیارت رند حضرت را برو مسح و طهارت کن
جهان کفر و ایمان را ز سوز عشق بر هم زنعیار نیک بر کف گیر و یک ساعت عبارت کن
به سیم و زر خراباتی همی با تو فرو نایدتو با رند خراباتی به جان و دل تجارت کن
حرارت‌های نفسانی بسوزد دینت را روزیاگر در راه دین مردی علاج این حرارت کن
ز دعوی گر کله داری سنایی را کلاهی نهز معنی گر زیان بینی عبارت را کفارت کن