گنج

شمارهٔ ۳۰۳

قومی که به افلاس گراید دل ایشانجز کوی حقیقت نبود منزل ایشان
وقتی که شود کار برایشان همه مشکلجز باده بگو حل که کند مشکل ایشان
گر چند قدیمست خلاف گل و آتشبا آتش عشق‌ست موافق گل ایشان
با قافلهٔ مفلسی و مرحلهٔ عشقجز بار ملامت نکشد محمل ایشان
پیدا ز صفاتست و نهانست معانیدر نفس عزیز و نفس مقبل ایشان
جز تربیت و تمشیت و صدق و صفا نیستپیرایه و سرمایهٔ جان و دل ایشان