گنج

شمارهٔ ۲۹۵

جانا نخست ما را مرد مدام گردانوانگه مدام در ده مست مدام گردان
بر ما چو از لطافت مل را حلال کردیبر خصم ما ز غیرت گل را حرام گردان
دارالغرور ما را دارالسرور کردیدرالملام ما را دارالسلام گردان
خامند و پخته مانا تو دو شراب داریدر خام پخته گردان در پخته خام گردان
ناهید زخمه‌زن را از لحنه سیر کردیبهرام تیغ‌زن را از جام رام گردان
ما را به نام خود کن زان پس چنانکه خواهییا هوشیار دفتر یا مست جام گردان
اکنون که روی ما را از غم چو کاه کردیاز عکس روی می را بیجاده فام گردان
خواهی که نسر طایر پران به دامت افتداز جزع دانه کردی از مشک دام گردان
گمنام کرد ما را یک جام بادهٔ تودر ده دو جام دیگر ما را چو نام گردان
از ما و خدمت ما چیزی نخیزد ای جانهم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان
خواهی که گر سنایی گردد سمایی از عزپیش غلام و دربان او را غلام گردان