گنج

شمارهٔ ۲۸۱

ما فوطه و فوطه پوش دیدیمتسبیح مراییان شنیدیم
بر مسند زاهدان گذشتیمدر عالم عالمان دویدیم
هم ساکن خانقاه بودیمهم خرقهٔ صوفیان دریدیم
هم محنت قال و قیل بردیمهم شربت طیلسان چشیدیم
از اینهمه جز نشاط بازاررنگی به حقیقتی ندیدیم
بگزیدیم یاری از خراباتبا او به مراد آرمیدیم
دل بر غم روی او فگندیمسر بر خط رای او کشیدیم
او نیست کسی و ما نه بس کسزین روی به یکدگر سریدیم