شمارهٔ ۲۲۱
هر شب نماز شام بود شادیم تمامکاید رسول دوست هلا نزد ما خرام
خورشید هر کسی که شب آید فرو رودخورشید ما برآید هر شب نماز شام
روز فراق رفت و برآمد شب وصالای روز منقطع شو و ای شب علی الدوام
ای دوست تا تو باشی اندوه کی بودتا جان بود به تن تو خداوند و من غلام
هر گه که خدمت آیم ای دوست پیش توشادی حلال گردد اندوه و غم حرام