گنج

شمارهٔ ۱۸۱

سکوت معنویان را بیا و کار بسازلباس مدعیان را بسوز و دور انداز
سکوت معنویان چیست عجز و خاموشیلباس مدعیان چیست گفتگوی دراز
مرا که فتنه و پروانهٔ بلا کردندهزار مشعلهٔ شمع با دلم انباز
به گرد خویش همی پرم و همی گویمگهی بسوزد آخر فذلک پرواز
قمار خانهٔ دل را همیشه در بازستنکرد هیچ کس این در به روی خلق فراز
به برده شاد مباش وز مانده طیره مشوبرو بباز بیار و همی به یار بباز