شمارهٔ ۱۵۳
بیهوده چه نشینید اگر مرد مصافیدخیزید همی گرد در دوست طوافید
از جانب خود هر دو جهان هیچ مجوییدجز جانب معشوق اگر صوفی صافید
چون مایه همی در پی یک سود بدادیدآنگاه کنم حکم که در صرف صرافید
تا بر نکنید جان و دل از غیر دلارامدعوی مکنید صفوت و بیهوده ملافید
دارید سرای طایفه دستی بهم آریدورنه سرتان دادم خیزید معافید