شمارهٔ ۱۴۷
هر که در عاشقی تمام بودپخته خوانش اگر چه خام بود
آنکه او شاد گردد از غم عشقخاص دانش اگر چه عام بود
چه خبر دارد از حلاوت عشقهر که در بند ننگ و نام بود
دوری از عشق اگر همی خواهیکز سلامت ترا سلام بود
در ره عاشقی طمع داریکه ترا کار بر نظام بود
این تمنا و این هوس که تراستعشقبازی ترا حرام بود
عشق جویی و عافیت طلبیعشق یا عافیت کدام بود
بندهٔ عشق باش تا باشیتا سنایی ترا غلام بود