شمارهٔ ۱۳
ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام رابر کف ما نه سه باده گردش اجرام را
تا زمانی بی زمانه جام می بر کف نهیمبشکنیم اندر زمانه گردش ایام را
جان و دل در جام کن تا جان به جام اندر نهیمهمچو خون دل نهاده ای پسر صد جام را
دام کن بر طرف بام از حلقههای زلف خویشچون که جان در جام کردی تنگ در کش جام را
کاش کیکاووس پر کن زان سهیل شامیانزیر خط حکم درکش ملک زال و سام را
چرخ بی آرام را اندر جهان آرام نیستبند کن در می پرستی چرخ بی آرام را