گنج

شمارهٔ ۱۰۹

ای کم شده وفای تو، این نیز بگذردو افزون شده جفای تو این نیز بگذرد
زین بیش نیک بود به منِ بنده رای توگر بد شده‌ست رای تو این نیز بگذرد
گر هست بی‌گناه دل زار مستمنددر محنت و بلای تو، این نیز بگذرد
وصل تو کی بُوَد نظر دلگشای توگر نیست دلگشای تو، این نیز بگذرد
گر دوری از هوای من و هست روز و شبجای دگر هوای تو، این نیز بگذرد
بگذشت آن زمانه که بودم سزای تواکنون نیَم سزای تو، این نیز بگذرد
گر سیر گشتی از من و خواهی که نگذرمگِرد دَرِ سرای تو، این نیز بگذرد