شمارهٔ ۱
احسنت و زه ای نگار زیباآراسته آمدی بر ما
امروز به جای تو کسم نیستکز تو به خودم نماند پروا
بگشای کمر پیاله بِستانآراسته کن تو مجلس ما
تا کی کمر و کلاه و موزه؟تا کی سفر و نشاطِ صحرا؟
امروز زمانه خوش گذاریمبِدْرود کنیم دی و فردا
من طاقت هجر تو ندارمبا تو چه کنم به جز مدارا؟