گنج

شمارهٔ ۲ - و برای او همچنین

ای خالقی که صانع ارض و سما توییمعبود کائنات ز شاه و گدا تویی
چشم امید سوی دارند ممکناتآن کس که بوده است و بود با بقا تویی
در ورطه مهالک و آلام صعب سختیاری دهندهٔ همه در هر کجا تویی
در روز حشر وقت حساب و دم صراطدیان دین و حاکم یوم‌الجزا تویی
بر عاصیان بی‌سروپا از طریق لطفاز راه توبه جانب خود رهنما تویی
جرم و گه ز ما و عطا و کرم ز توبیگانگی ز ما و به ما آشنا تویی
بر بی‌کسان مضطر و درمانده و ضعیفگوش زبان و چشم و دل و دست و پا تویی
ما مجرمیم و مذنب و مردود و تیره‌بختبخشنده معاصی و جرم و عطا تویی
شخص تو از گناه و ثوابست بی‌نیازمحتاج کی به فعل بد و نیک ما تویی
کبر و ریا به خرج تو هرگز نمی‌رودتا بر بساط کبر و ریا کبریا تویی
تو خیر محضی و من بدنام شر محضمن رو سیاه تر ز مس و کیمیا تویی
دنیای ما گره زده در کار آخرتبگشا گره ز کار که مشکل‌گشا تویی
طبعم مریض کشمکش روزگار شدیا رب به دردهای نهانی دوا تویی
غیر از تو گر خدای دگر بود سوی اومی‌بردمی پناه ولیکن خدا تویی
هم ترسم از تو هم به تو هستم امیدوارمقصود از نتیجه خوف و رجا تویی
بر ما مبین اگر همه در خواب غفلتیمبر خود ببین که رافع هر ابتلا تویی
ما در پناه آل عبا جا نموده‌ایمبگذر ز ما که حامی آل عبا تویی
امید ما به دوستی دوستان تو استبر دوستان قرین به صدق و صفا تویی
واخجلتا ز معصیت (صامت) ای خدارسوا مکن مرا که قدیم‌العطا تویی