شمارهٔ ۱ - کتاب المناجات با قاضی الحاجات
ای پرده پوش معصیت عاصیان تمامبر درگه تو دیده امید خاص و عام
کار تو عفو و بخشش و انعام روز و شبشغل تو فضل و رحمت و اکرام صبح و شام
جز معصیت نکرده و خواهم ز تو بهشتای خاک بر سر من و این آرزوی خام
یا ساترالعیوب و یا غافرالذنوبیا خالقالعباد و یا باعثالانام
انشاتنی به فضلک یا منشیالنفوساحییتنی بصنعک یا محبیالعظام
راضی مشو به شعله نیران شوم مقیمیا در میان آتش سوزان کنم مقام
سازی اگر ترحم و درافکنی نظربه ختم شود مساعد و کارم شود به کام
یا رب بهار عمر و جوانی تمام شدخورشید عمر ساخته منزل به کنج بام
عمریست تا کشاکش نفس او فکنده استمرغ اطاعت من گمگشته را به دام
از ما که غیر جرم و خطا سر نمیزندگیرم که سازد از این بیشتر دوام
انعام عام تو مگر آخر بدل کنداین جرم ما به طاعت و این ننگ ما به نام
ورنه همین خجالت اعمال میکندباغ بهشت و ملک جهان را به ما حرام
بَرداری ار حجاب ز افعال زشت مایا آوری به کرده ما دست انتقام
آن کس که پردهپوش گناهان بود کجاستیا آنکه از عذاب تو بخشد امان کدام
یا رب به حق جمله خاصان درگهتیا رب به حق رتبه پیغمبر و امام
اول به لوح کرده (صامت) بکش قلموانگه نمای منزل او وادی السلام