گنج

شمارهٔ ۳۱ - ورود آل عصمت به زمین کربلا

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رزد۲۰ بیت
در ماریه خیمه چو شه جن و بشر زددر عرش برین روح الامین دست به سر زد
نوح نجی از ماتم وی نوحه‌گر آمدطوفان به جهان بار دگر ز اشک بصر زد
شد منفعل از فعل بشر بوالبشر از خلدبا ناله شرر بر جگر جن و بشر زد
در رعشه و پر زلزله شد در همه عالملرزه به منی آمد و زمزم به حجر زد
شد راحت دنیا به غم و رنج مبدلبر لوح قضا طرح دگر کلک قدر زد
چشم د لب تشنه چو بر ماریه افتاداز آه دل سوخته بر چرخ شرر زد
زینب چو سوی لشگر عدوان نظر انداختدر عالم امکان شرر از سوز جگر زد
لیلی به قد اکبر خود کرد تماشابر سر ز بلای قد و بلای پسر زد
بنهاد لوا بر کف عباس و دل شادچون طایر پر سوخته زین مرحله پر زد
زهرا جگر سوخته در گلشن جنتآتش به دل شوهر و فرزند و پدر زد
تا گنج شهادت برد از رنج شهادتشاه شهدا دامن مردی به کمر زد
چون ابر مطر تیر ز جیبش پسر سعدپران به حریم پسر فاطمه پر زد
قاسم به هوای رخ حوران بهشتیبر حجله شادی سرپا دیده تر زد
شمع شب غمخواری لیلا علی اکبرقید همه یاران وطن را به سفر زد
بر طبل سر و سینه در آن دشت سکینهدنبال عمو تشنه پی فتح و ظفر زد
هر یک ز شهیدان که فتادی به سر خاکشاهد شهدا بر سرش از مهر گذر زد
آخر چو ز زین زینت آغوش پیمبراندر ز بر خاک تن پاک مقر زد
هر رو سیهی از سپه کوفی و شامیاندر سر زخم جگرش زخم دگر زد
ماه فلک شرم و حیا زینب دل خوندر قتلگاه از خیمه چو خرشید بدر زد
بر دامن شاه شهدا (صامت) دل خوندست از پی آزادی نیران و سقر زد