گنج

شمارهٔ ۴ - ورود اسرا در شام خراب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)۱۵ بیت
چو کرد قافله به یکسان به شام ورودنمود صبح قیامت به چشم خلق قیام
هر آنچه بر سر آل علی گذشت ز جورنمود تازه دگر باره عهد خود ایام
یکی به عیش که آل علی قتیل شدندیکی بنوش که ما را زمانه گشت به کام
لباس نو همه بر تن ز اطلس دیبابه کف خضاب چو کف الخضیب بسته تما
ز یک طرف سر بی‌چادر حریم رسولز جانبی به تماشاهم از خواص و عوام
ز قید سلسله مجروح گردن بیمارشده ز جور رسن خسته بازوی ایتام
یکی به چوب ستم می‌زدی به فرق زنانیکی ز آتش نی ریختی بهر دور بام
چسان گذشت به عابد که دید راس پدرنشان سنگ جفا شد به شام غم انجام
نه کس که بر سر کلثوم افکند معجرنه دادرس که به آن کودکان کند اطعام
جهان گرفت چنان تنگ بر حریم رسولکه گوئیا شده راحت بدان گروه حرام
به صدهزار تعب اهل بیت بی‌کس رابه وقت شام بدادند در خرابه مقام
ز بی‌وفایی دنیا همین بس است که رفتبه بزم کفر سر شاه کشور اسلام
نشسته بود به کرسی زر یهود و مجوسستاده بود بپا عابدین امام انام
چه گویم آه که کفر یزید شوم چه کردبچوب خیزر و لعل لب شریف امام
بس است شرح غم شام سر مکن (حاجب)که نی به جسم توان ماند و نه بدل آرام