گنج

شمارهٔ ۶۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ایمن۷ بیت
شد از آن روزی که صحرای جنون ماوای منکرد شهوت همچو قیس عامری سودای من
آنکه در ملک جنون سر داد مجنون را چو منمحو و حیرانست پیش طلعت لیلای من
بارها راند از در خویشم ولیکن عاقبتاز وفا بنهاد بند بندگی بر پای من
از نظر افکندنم سهلست منت می‌کشمگر شود گاهی ز لطف از دیگران جویای من
قامت طوبی شود خم بهر تعظیم قدشدر خرام آید اگر سرو و سهی بالای من
سالها دنبال یار بی‌وفا می‌گشته‌امتا ترا بگزید آخر دیده بینای من
(صامتا) این زهد خشک آخر مرا رسوا نمودکاش بودی در میان خیل رندان جای من