گنج

شمارهٔ ۱۸

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نگگرفتهاست۷ بیت
اطراف رخت را خط شبرنگ گرفته استافسوس که آن آینه را زنگ گرفته است
هر سو نگرم تیر جفایی به کمین استخوش در سر بخت دل ما تنگ گرفته است
از دیر خرامیدن تیرت عجبی نیستگر دیر حنای دل ما رنگ گرفته است
یک جا سپه غمه و یک جا صف مژگاندر کوی تو امشب ز دو جا جنگ گرفته است
دیروز پر و بال مرا ناز تو بشکستامروز برای که دگر سنگ گرفته است
ای جان جهان‌گر بکشی و رب نوازیدل نیمه جان را به سر جنگ گرفته است
در عشق تو از نام به تنگ آمده (صامت)چندیست که دیوانه ره ننگ گرفته است