۳۱۰- مولانا وحیدی
از جمله نادره گویان قم و در وادی غلوی طمع که همواره چشم بر آب و علف داشت و سر کله بلهم :
اما چون طبع عالی و ذهن جلی داشت از او این نوع خصلت دور بود در اواخر عمر بگیلان رفته در سنه اثنی و اربعین و تسعمایه شاهین روح و حید را بطمع طعمه در فضای صحرای فنا پرانید در مدت عمر میانه او و مولانا حیرتی شیوه ی معارضه و منازعه مسلوک بوده یکدیگر را اهاجی رکیک کرده اند که ایراد آن لایق نیست اما جهت تبریز شهرانگیزی گفته که این چند بیت از آنجاست :
در این شهر انگیز در تعریف پسر شیشه گر دو بیت گفته است بدان اختصار کرده شد:
از غزلیات او این دو مطلع نوشته شد :