گنج

۲۷۵- خواجه مسعود قمی

۱ بیت

از جمله اعیان قم است، در شعر او را مرتبه عالی است و مثنوی بسیار گفته از جمله یوسف و زلیخا و مناظره ی شمس و قمر مناظره ی تیغ و قلم او مشهور است این بیت از کتاب تیغ و قلم در تعریف شتر که بتقریب آورده طوری واقع شده.

وه که این شعله شبی بیخبرم می سوزدجهانگردی، حلیمی، بردباری

در زمان سلطان حسین میرزا به هرات رفت و بفرموده ی ایشان وقایع زمان او را در سلک نظم در آورده و آن کتاب از دوازده هزار بیت متجاوز است و هم در خراسان وفات یافت اشعار عاشقانه او بسیار است از آن جمله این چند بیت نوشته شد :

زگلزار جهان قانع بخاریبدور نرگس تو سر خوشی لاله چه باشد
معین است که مستی یک پیاله چه باشدهر که در میکده یک لحظه نشیمن سازد
جای بحث است اگر مدرسه مسکن سازدبی تو چون در گریه خوابم می برد

این بیت نیز در یکی از مثنویات اوست و بسیار خوب گفته. در صفت دهان :

خواب می بینم که آبم می بردنمکدانی به تنگی چون دل مور