گنج

بخش ۲۷ - کشته شدن دیو به دست جمشید

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۴ بیت
ز قلب لشکر آمد سوی جمشید چو ابری کاندر آید پیش خورشید
بدو راند از هوا سنگ آسیا را ملک از خویش رد کرد آن بلا را
دراز آهنگ دیدش قصد پا کرد به تیغش گرد ران از تن جدا کرد
نهاد آن گرد ران بر گردن اکوان نگون شد چون به برج شیر کیوان
به تیغ دیگرش از پا درافکند به زخمی دیگرش از تن سر افکند
سنان را افسری کرد از سر دیو سراسر شد گریزان لشکر دیو
ملک شکر خدای دادگر کرد وز آن منزل به پیروزی گذر کرد
به قرب هفته‌ای ز آن کوه بگذشتبه هشتم خیمه زد بر عرصه دشت
ز گردون خویشتن را بر زمین یافتدر آن صحرا نشان آدمی یافت
زمین پر سبزه و آب روان دیدسرا و قصر و باغ و بوستان دید
به دشت اندر خرامان باز یارانبه کوه اندر تذر و و باز یاران
مقامی دید با امن و سلامتملک روزی دو کرد آنجا اقامت
بپرسید از یکی کاین مرز و این بومچه می‌خوانند، گفتا ساحل روم
از اینجا چون گذشتی مرز روم استولی بحری عجب خونخوار و شوم است