غزل شمارهٔ ۳۳۵
ای پسر نیستی ز هستی بهبت پرستی ز خودپرستی به
چون ز خود میرهاندت مستیهوشیارا ز هوش مستی به
اجلم کند پای را دو سه گامپیش دارد که پیش دستی به
از بلندی چو باز خواهی گشتسوی پستی، مقام پستی به
با خود آ تا خداپرست شویور خود از دست خود برستی به
در همه حالتی خوش است آریذوق مستی، وی الستی به
در هوا تیز رو مشو، چون برقکه درین ره چو باد سستی به
ای سرشته ز آب و گل آگهنیستی کز فرشته هستی به