گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: وشبود۱۰ بیت
دوشم آن گلچهره در آغوش بودحبذا وقتی که ما را دوش بود
لب به لب، رخسار بر رخسار بدرو به رو، آغوش بر آغوش بود
هرچه آن جز باده بد، مکروه گشتآنچه غیر از دوست بد، فرموش بود
از می لعل لبش تا صبحدمبانگ «هایاهای و نوشانوش» بود
از نشاط جرعه پیمان ماعقل و جان سرمست و دل مدهوش بود
از خروش ما فلک بد در خروشتا خروس صبحدم خاموش بود
زهره و خورشید را از رشک مابر فلم خون جگر بر جوش بود
صبح ناگه از سر ما برگرفتپرده پب را که آن سرپوش بود
عزم رفتن کرد حالی دلبرمآن هم از بد گفتن بد گوش بود
ریخت سلمان در پیش، از دیدگانگوهری کز لطف او، در گوش بود