غزل شمارهٔ ۱۳۵
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: وییبرد۶ بیت
خاک آن بادم که از خاک درت بویی بردگَرد آن خاکم که باد از کوی مهرویی برد
از هواداری به جان جویم نسیم صبح راتا سلامی از من بیدل، به دلجویی برد
چون ز هر سویی نشانی میدهندش، میدهمخاک خود بر باد تا هر ذرهای سویی برد
با سر زلفت مرا سربسته رازی هست از آندم نمییارم زدن، ترسم صبا بویی برد
بر سرت چندان پریشان جمع میبینم که گربر فشانی عِقد گیسو، هر دلی مویی برد
تاب مویت نیست رویت را ز پیشش دور کنحیف باشد نازنینی بار هندویی برد