شمارهٔ ۹۷
یاد ایامی که حسن اندیشهٔ ناموس داشتشمع را شرم از پر پروانه در فانوس داشت
باده تنها کی توان خوردن، که بیهمصحبتانخضر بر لب آب و در زیر زبان افسوس داشت
دوش مشغول خیالت بود در محفل دلمخلوتی در انجمن چون صورت فانوس داشت
حاصل دنیا نبود آن سان که ما میخواستیمطفل، چشم بیضهٔ رنگینی از طاووس داشت
دوش میبالید از خاک درش بر خود سلیمتکیه پنداری مگر بر مسند کاوس داشت