شمارهٔ ۹۰۸
خدایا چون مرا در عاشقی ارشاد میدادیچه میشد اندکم گر بیوفایی یاد میدادی
به کارم این گره چون میزدی، ای کاش همچون تیرسرانگشت مرا هم ناخن فولاد میدادی
به هنگام رهایی، عذر بیتابی بخواه ای دلکه گاهی با صفیری زحمت صیاد میدادی
به تکلیفم اگر سوی چمن میبردی ای همدممرا از ضعف همچون بوی گل بر باد میدادی
زمین گیری سلیم از ضعف پیری، یاد ایامیکه جست و خیز در صحرا به آهو یاد میدادی