گنج

شمارهٔ ۸۹۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اه۸ بیت
جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاهدرو چو قافله ی تشنه ایم بر سر چاه
ز دست و پا زدن ما درین محیط چه سودفتاده ایم به گرداب چون شناور چاه
ز آسمان کند آمد شد آه من که مرابه سوی بام بود راه خانه چون در چاه
به حیرتم که شود نانم از کجا حاصلمرا که خضر شد از بهر آب، رهبر چاه
فغان ز بخت بد و تنگی جهان که بودیکی برادر یوسف، یکی برادر چاه
وطن خوش است اگر تنگنای زندان استبود غریب فضای چمن، کبوتر چاه
چه آفتاب، که هرگز ندیده یوسف ماستاره ای بجز از چشم گرگ بر سر چاه
فلک به قید جهان پاسبان ماست سلیمکه عنکبوت بود پرده دار بر سر چاه