گنج

شمارهٔ ۸۸۹

قافیه: اخته۶ بیت
ای شعلهٔ حسنت را، جان ها شده پروانهدر حلقهٔ زلفت دل، مجنون و سیه خانه
شب تا به سحر ای شمع از شوق وصال توآغوش دلم باز است همچون پر پروانه
هرگاه به ما ساقی از غمزه اشارت کرداز کف دل پرخون را دادیم چو پیمانه
از صحبت خاکستر، گردد دل من روشنچون آینه برعکس است، کار من دیوانه
از میکده رندان را کی منع توان کردنهر رگ به تن مستان، راهی ست به میخانه
پیمانه سلیم از کف مگذار به فصل گلسرمایهٔ عقل این است، دیگر همه افسانه