گنج

شمارهٔ ۸۶۹

زهی ز نرگس تو آهوی ختن مجنونز شوق سرو قدت بید در چمن مجنون
به نامه ام نتوان یافت جز پریشانیقلم ز شوق تو شوریده و سخن مجنون
به هر حدیث صد آشفتگی نهان داریمکه هست لیلی ما را به پیرهن مجنون
به او ز دور همه عمر عشق می بازیمسیاه خانه ی لیلی ست هند و من مجنون
سلیم، مانع هندوستانم افلاس استکه هست بسته ی زنجیر در وطن مجنون