گنج

شمارهٔ ۸۶۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اخوردن۵ بیت
آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکنطره ی خود را ببین، فکر پریشانی بکن
ما ز حال خویش چشم از دشمنی پوشیده ایمگر تو سر را دوست داری، فکر سامانی بکن
این زمان خود راحتی داری، ز عریانی منالچون شوی گلچین باغی، فکر دامانی بکن
چون غزال وحشی از معموره مجنون می رمدگر تو هم دیوانه ای، سیر بیابانی بکن
فصل گل بگذشت، بگذر جانب گلشن سلیمگر نچینی گل، تماشای گلستانی بکن