گنج

شمارهٔ ۸۴۱

از دو جانب سرگرانی را تحمل می‌کنیمما و او با یکدگر جنگ تغافل می‌کنیم
بس که از گلچینی این باغ دارد خارهاپنجهٔ خود را خیال بال بلبل می‌کنیم
چشم ما را سرمه از حسن سیاهان داده‌اندعشقبازی در چمن با ساق سنبل می‌کنیم
هرکه را ره داد، بر ره می‌سپارد باغبانخار در پا می‌رود تا دست بر گل می‌کنیم
نیست زیر طاق گردون، جای آسایش سلیمآه ازین خوابی که ما در سایهٔ پل می‌کنیم