شمارهٔ ۸۳۲
ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نامدر میان کینه جویانت خدانشناس نام
شیوه ی بیگانگی از بس به عهدت عام شددور نبود گر نداند خضر را الیاس نام
چشم و مژگان سیاهت هندوان جنگجوکرده ایشان را جهان خودرای [و] جادو داس نام
ظرف هرکس برنتابد ساغر عشق ترااین قدح دارد ز ما دریاکشان چون طاس نام
هرکه را دیدیم، دارد احتراز از ما سلیمتا به بدنامی برآوردیم چون افلاس نام