گنج

شمارهٔ ۷۹۳

قافیه: لداریم۵ بیت
هلال عیدم و ترک کلاه خورشیدمستاره ی سحرم، شمع راه خورشیدم
ز برق چون خس و خاشاک شکوه نیست مراکه شبنم گلم و دادخواه خورشیدم
خبر ز کشتن شمع و چراغ او را نیستبه پیش داور محشر، گواه خورشیدم
تنی ز بستر بیمار گرم تر دارمکه از خیال کسی جلوه گاه خورشیدم
سلیم نیست سراسیمگی عجب از منچو ذره در طلب بارگاه خورشیدم