شمارهٔ ۷۹
به غیر میکده زاهد بود شراب کجاکجا روم دگر ای خان و مان خراب کجا
اشاره ای ست که از باده سیر نتوان شدوگرنه مست کجا، رغبت کباب کجا
در آن دلی که غم عشق نیست راحت نیستعبث فسانه مخوان، ما کجا و خواب کجا
ز شوق کرده ام از بس که دست و پا را گمعنان کجاست نمی دانم و رکاب کجا
بهار بر صفت سبزه پاچناری باشسلیم می روی از باغ همچو آب کجا