شمارهٔ ۷۸۷
خوش آن روزی که می در هر چمن بیباک میخوردمبه دستم بود اگر جامی، به پای تاک میخوردم
ز ساقی، جام می نگرفتن زاهد هلاکم کردبه دست من اگر می داد، آن را پاک میخوردم!
محبت کرد از بس تلخ بر من زندگانی رااگر زهرم نمیداد آسمان، تریاک میخوردم!
پی روزی عجب گر ترک استغنا کنم اکنونکه در ایام طفلی از قناعت خاک میخوردم
سلیم از بیشرابی مبتلای صد غم و دردماگر میداشتم می، کی غم افلاک میخوردم؟