گنج

شمارهٔ ۷۷۸

ما در چمن بساط تمنا فکنده ایمبر برگ لاله طرح تماشا فکنده ایم
چون آینه ز دیدن او چشم ما پر استیوسف به طرح، پیش زلیخا فکنده ایم
از بهر صید کردن مرغابیان اشکمانند موج، دام به دریا فکنده ایم
در عشق، لاله را سبب اعتبار شدداغی که ما ز سینه به صحرا فکنده ایم
نبود سلیم توبه شکستن گناه مااین عذر را به گردن مینا فکنده ایم