شمارهٔ ۷۵۰
ز باغ رفتی و گشتم کباب خندهٔ گلبیا که بیتو مرا نیست تاب خندهٔ گل
مکن تبسم رنگین به سوی من هردمکه هست خانهٔ بلبل، خراب خندهٔ گل
ادای ناز و نیاز است سر به سر، که شوماسیر گریهٔ بلبل، خراب خندهٔ گل
به باغ میرود و باد صبح میگویدرسید بر لب بام آفتاب خندهٔ گل
به صفحه صفحهٔ اوراق گل نظاره کنمکنم برای لبش انتخاب خندهٔ گل
قدحکشان چمن را خمار نیست سلیمسبوی غنچه پر است از شراب خندهٔ گل